
چرا افراد در مقابل تغییر به شدت مقاومت می کنند؟
و چه کار باید کرد تا بر این مقاومت غلبه کرد؟
6 علل اولیه مقاومت :
توضیحات کارامد:
مقاومت کارکنان در برابر تغییر موضوع پیچیده ایست که مدیران در سازمانهای پیچیده و همیشه در حال تکامل با آن مواجهند. فرآیند تغییر همیشه وجود دارد و مقاومت کارکنان به عنوان یکی از عوامل مهم و حساس شکست بسیاری از تلاشهای هر چند خوش نیت و به خوبی درک شده اعمال تغییر در سازمانها به حساب می آید.
در بسیاری از مواقع ، انتظار می رود منابع زیادی توسط سازمانها برای تطبیق دادن کارکنان برای دستیابی کارکنان به اهداف با روشهای جدید به کار رود. گرایش طبیعی برای افراد اینست تا از وضع موجود دفاع کنند. و این مسئله ارائه کننده مجموعه ای از چالشهاست که مدیر باید بر آنها غلبه کند تا بتواند تغییرات مورد نظر خود را اعمال کند. مدیریت همچنین باید به طور جدی مشکلات زیادی را که ناشی از عدم حساسیت خود انها نسبت به مقاومت در سازمان است را به حساب بیاورد.
به منظور تسهیل یک تحول هموار از روشهای قدیمی به جدید ، سازمانها باید صلاحیت لازم در مدیریت تغییر موثر را داشته باشند. فرآیند مدیریت تغییر تشکیل شده است از مورد قبول قرار دادن تغییر توسط کسانی که در این فرآیند دخیلند و یا از آن تاثیر می پذیرند و مدیریت هرگونه مقاومت در آنها.
بررسیها تاکید دارند که تغییر معمولا روان افراد را درگیر می کند. بنابراین هیچ کتاب و یا پاسخ دقیقی به این مسئله وجود ندارد که چگونه و به بهترین شکل می توان تغییر را اعمال کرد و بر مقاومتها پیروز شد. از آنجائیکه افراد از هم متفاوتند ، ادراکات آنها و دلایلشان برای مقاومت متفاوت است. در نتیجه محققان و پژوهشگران تنها می توانند در زمینه مواجهه و حذف مقاومت در سازمان تئوری پردازی کنند اما در نهایت تنها راه مواجهه اثر بخش با مقاومت ، درک شرایط به خصوصی است که در افراد باعث مقاومت های به خصوصی می شود
حربه هايي دارم كه تو از آنان غافلي،روش هايي را مي شناسم كه تو از آنان بي خبري.
حربه هايي مخفي، راه هايي شگفت انگيز و وسايلي اسرار آميز،زيرا خداوند معجزات خود را
به شيوه اي اعجاب انگيز به انجام مي رساند.
مشكل اغلب مردم اين است كه مي خواهند پيشاپيش از چون و چراي مسائلشان با خبر بوده و
به دست خود مشكلاتشان را حل كنند.اين افراد حتي مي خواهند به پروردگار متعال ديكته
كنند كه چگونه دعاهايشان را اجابت كند.. در واقع آنان كه به حكمت و خلاقيت خداوند ايمان
راستين ندارند آنان دست به دعا برميدارند و راه مورد نظر را به خدا نشان مي دهند و با اين كار
عرصه را براي محقق شدن خواسته هايشان تنگ مي كنند..
عيسي مسيح مي فرمايد:وقتي دعا مي كنيد، باور كنيد كه به مراد دلتان خواهيد رسيد.
انسانهاي بالغ مسائلشان را با شب بيداري و شكنجه ي خود و انديشيدن به آن حل مي كنند.
البته مي گويند كه با تمام وجود به خداوند ايمان دارند، اما باز هم مي خواهند بدانند كه دعاهايشان چگونه
و از چه طريقي اجابت خواهند شد.خدا در جواب اين افراد مي گويد:
حربه هايي دارم كه از آنان غافلي.راه هاي من هوشمندانه و روش هاي من مطمئن هستند.
به من توكل كنيد، حل مشكلاتتان را بر عهده ي من بگذاريد.
محول كردن مسائل به خداوند در نظر بسياري از افراد مشكل مي نمايد.اين كار چيزي جز پيروي و الهام
و نداهاي قلبي نيست،زيرا الهام طريقي جادويي در پديدار ساختن خواسته ها مي باشد. شهود قوه اي معنوي
است كه بر قواي استدلالي برتري دارد
الهام، هدايت الهي است و الوهيت درون از نظر الهام چيزي كم اهميت نيست.در همه ي راه هايتان مرا
بشناسيد و من مسير را برايتان هموار خواهم كرد.به ياد داشته باشيد:هيچ روز و هيچ مسئله اي
را بي ارزش و نا چيز فرض نكنيد.
خلاقیت را تکان ذهنی برای رام کردن تنشهای درونی دانستهاند. شما هم به عنوان یک مدیر میتوانید نوآوری و خلاقیت ذهن خودتان را آزمایش کنید. آیا قادرید با یک تکانة ذهنی، خودتان را از قالبهای عادت بیرون بیاورید و به درون سرکشتان تلنگر بزنید؟
قلم و کاغذ آماده کنید. از سر کلمهای که بیان میکنم یک استعاره یا تشبیه بسازید. جملههایی میتوانند قالب شکن باشند که با پیوند این سه عنصر نامأنوس، ایدهای نو و تازه بیان کنند. این درحالی است که میدانیم هیچ یک از این سه عنصر به تنهایی پدیدههای نو و تازهای نیستند.
هرکس توانسته باشد قالبهای مأنوس را با تشبیهسازی یا استعارهسازی خود بیشتر بشکند، توان بیشتری برای آفرینشگری دارد. مدیرخلاق، مدیری قالبشکن است ولی پذیرش مدیری خلاق و آفرینشگر برای اکثر انسانها که در قالبهای موجود محصورند، سخت دشوار است. کشمکش بین فرهنگ روز و فرد خلاق تمام نشدنی است. تاریخ، این حقیقت را ثبت کرده است. کپرنیک و گالیله به عنوان کافر تقبیح شدند چون در آن زمان ذهن خلاق آنان شناسایی نشده بود.
رنج بردن از شکگرایی و ناباوری، یا واکنش زیانبار همعصران آفرینشگر، بهایی است که افراد خلاق پرداختهاند و هنوز هم میپردازند. از این رو، اغلب نوآورن تا آخر عمر خویش ناشناخته باقی میمانند ولی بعد از مرگ به شکوفایی و زندگی دوباره میرسند. مدیران خلاق و نوآور مدیرانی خارقالعاده نیستند، همین افراد معمولی هستند امّا با این تفاوت که متفاوت فکر میکنند زیرا از شخصیت ممتازی برخوردارند. آنان نسبت به مسائل کنجکاو هستند و عمیق میاندیشند. در این مقاله بعضی از ویژگیهای مدیران خلاق و نوآور را برمیشماریم:
● هوشمندی هرچند بهرة هوشی شرط کافی برای آفرینشگری و خلاقیت نیست، ولی لازم است و فقط میتوان آن را تاحدودی شرط لازم دانست. زیرا همواره همبستگی مثبتی بین نمرات آزمون هوش و آزمون خلاقیت دیده میشود یعنی مدیرانی که نمرههای آزمون هوش آنها بالاتر از عادی است معمولاً در آزمون خلاقیت هم نمرههای بالایی میگیرند. البتّه همة صاحبنظران در این زمینه موضع قاطعی ندارند برای مثـــال تورنس رابطة هوش و خلاقیت را براساس نظریة آستانهای تعیین میکند این نظرچنیــن است: «وقتی بهره هوشی پائینتر از حد معینی باشد خلاقیت نیز محدود است امّا اگر بهرة هوشی فراتر از حد باشد ۱۲۵ – ۱۲۰ = IQ خلاقیت به عنوان بُعدی مستقل درمیآید و شکوفا میشود.
● آگاهی و حساسیت نسبت به محیط مدیران خلاق نسبت به محیط خویش بیش از حد معمول حساس هستند آنان در رنگ و بافت اشیاء و واکنشهای افراد، نسبت به نوشتهها و خواندنیها یا چیزهایی که دیگران متوجه آن نمیشوند، توجه خاص دارند. از طرفی مدیران خلاق چون بیش از دیگران دست به تجربه میزنند و نیازمند کسب آگاهی بیشتر در مورد کشف محیط اطراف هستند لذا همان طور که تجربه میکنند، آگاهی و حساسیت خود را به موارد مورد نظر معطوف تا شناخت آنها کاملتر شود.
● توانایی انعطافپذیری و قدرت ابتکار مدیر خلاق همواره راههای گوناگون و نو را میپذیرد و میآزماید یعنی کاربردهایی که یک مدیر خلاق برمیشمارد، غالباً کاربردهایی غیرمعمول هستند زیرا ابتکار و نوآوری از مهمترین ویژگیهای یک مدیرخلاق است. ولی پاسخهای یک فرد عادی چنین نیست یعنی در اغلب موارد استفادههای معمولی را بیان میکنند.
● شکگرایی و پایداری نیچه میگوید: گناه تمام مردم جهان به گردن تعصب و خودرأیی است. تعصب نوعی جمود روانی است. مدیران غیرخلاق بیش از هر چیز محافظهکاری میکنند. آنها به آنچه قبلاً شناخته شده است اعتماد دارند و تازهپذیر نیستند امّا افراد خلاق و آفرینشگر همواره امور مختلف را با تردید مینگرند و حتی نسبت به ایدههای پذیرفته شده نیز شک میکنند و یک علامت سؤال برای خود در نظر میگیرند. زیرا مدیرخلاق میخواهد همواره جنبة منطقی امو را وارسی کند و آنچه را که غیرمنطقی و غیرمعقول است از پایه و اساس جدا سازد و تغییر دهد.
● بازیگوشی فکری و شوخطبعی مدیر خلاق یا آفرینشگر با ایدههای تازهای که پیدا میکند، به بازی میپردازد و آن وقت با اندیشههای تازة خود وارد حیطة عمل میشود، زیرا با این کار میخواهد ببیند به کجا میتواند برسد، ابداعی، اختراعی، کشفی و یا تفکری بدیع بکند. مدیرخلاق معمولاً شوخ طبع نیز هست و در برابر ناسازگاریها به گونهای خودجوش واکنش طنزآمیز از خود نشان میدهد. معمولاً اکثر این واکنشها بسیار زیرکانهاند.
● ناهمنوایی و اعتماد به نفس مدیران خلاق از اعتماد به نفس، ارادة قوی و تجربی و قدرت رهبری قابل توجهی برخوردارند و از اینکه همنوا با دیگران نباشند، ناراحت نیستند. آنان نسبت به کارها و فعالیتهای خود محکم و مقاوماند و اگر به کارشان مطمئن باشند برای اثبات آن کوتاهی نمیکنند، آنان دارای ارادهای خللناپذیر هستند.
● دوست داشتن زندگی در بین مدیران خلاق ما خودکشی، افسردگی، تارک دنیایی و... مشاهده نمیکنیم. آنان به زندگی عشق میورزند، به ادامة آن علاقهمند هستند و برای زندگی بهتر تلاش میکنند. آنان معتقدند تا «شقایق هست، زندگی باید کرد» و از یأس، ناامیدی، افسردگی و غم و اندوه دوری میکنند.
● کنجکاو بودن مدیران خلاق کنجکاو، دقیق و جستجوگر هستند آنان به دلیل و علل پیدایش مسائل میاندیشند و نسبت به کوچکترین مجهول از خود کنجکاوی نشان میدهند. آنان بسیار دقیق و نکتهسنجاند و نسبت به انواع رویکردها، عکسالعملهای متعددی از خود نشان میدهند.
● دوست داشتن خود مدیران خلاق چون زندگی را دوست دارند، به دیگران احترام میگذارند، مهربان هستند و دیگران را کمک میکنند، افراد خلاق و کاوشگر چون دیگران را دوست دارند پس برای خودشان هم ارزش قائلاند و خود را دوست دارند و همین دوست داشتن خود موجب تلاش بیشتر برای زندگی و کوشش فزونتر برای بهبود زندگی میشود.
● نترس بودن یا نترسیدن از شکست مدیر خلاق از شکست نمیهراسد. او با شکست مبارزه میکند و معتقد است که هیچ چیز ترس ندارد و ترس زائیدة تفکر خود فرد است و این انسانها هستند که ترس را میآفرینند و بیجهت از بعضی چیزها میترسند. مدیر خلاق سعی در جبران شکست میکند و هر شکست را راهی برای رسیدن به کامیابی و موفقیت میپندارد.
● داشتن انرژی فراوان مدیر خلاق از انرژی بالایی برخوردار است. او از انرژی به صورت مثبت استفاده میکند او به علّت داشتن درک بالا و فهم زیاد، عکسالعملهای متفاوتی از خود برای نیل به اهدافش بهره میبرد.
● آشفته نبودن فکر مدیر خلاق فکر خود را آشفته نمیکند، به مسائل مینگرد و در پی حل آنها برمیآید. او فکر خود را معطوف مسائل مثبت و راهحلهای منطقی میکند. او باآشفتگی فکر نمیتواند گامی مثبت در راه پیشبرد اهدافش بردارد پس فکر خود را از مسائل پیش و پاافتاده تهی میسازد تا پیشرفت کند.
● زندگی کردن در زمان حال تعدادی از مدیران با گذشتة خود زندگی میکنند و برای آنچه از دست دادهاند یا گذشته است حسرت میخورند، تعدادی از آنها با آینده سر میکنند و به فکر روزهای آتی هستند و تعدادی هم به حال مینگرند و درحال زندگی میکنند و در حال به سر میبرند. مدیران خلاق از جملة این افراد هستند. آنان برای آنچه گذشته حسرت نمیخورند بلکه از گذشته درس عبرت میگیرند و برای آنچه نیامده، زندگی نمیکنند بلکه برای رسیدن به آینده تلاش میکنند و در حال زندگی میکنند.
● بینیازی به تأیید دیگران مدیران خلاق از آنچنان اعتماد به نفس بالایی برخوردارند که نیازی به تائید دیگران در خود احساس نمیکنند آنان نیاز به توجّه دیگران ندارند اگر کاری یا فعالیتی را مثبت و خوب ببینند ادامه میدهند و اگر انجام کاری را منفی نپگارند، از انجام و ادامة آن سرباز میزنند، آنان نیازی به تعریف و تمجید از سوی دیگران ندارند.
● استقلال مدیر خلاق مستقل عمل میکند و احساس نیاز به دیگران در او خیلی کم است. او خودش کارهایش را انجام میدهد و از اینکه به کسی متکی باشد، احساس ناخشنودی دارد.
● خندهرو و شادبودن یک مدیر خلاق به مردم نمیخندد بلکه با مردم میخندد، مدیرخلاق فردی سخت و جدی نیست تا با سخنی و یا حالتی خشک و عبوس زندگی را بپیماید. بنابراین علاقه و اصرار ندارد که هر کاری را حتماً در جای خود و زمان خاص خود انجام دهد. برعکس همواره ناهماهنگی و تغییر را دوست دارد. شوخیهایش معمولاً غیرخصمانه و غیرکینهتوزانه هستند و هرگز با شوخی و خنده کسی را مورد تمسخر قرار نمیدهد زیرا فرد خلاق همواره با مردم میخندد نه به مردم.
● داشتن بصیرت و بینش نسبت به رفتار دیگران یکی از مشخصههای مدیر خلاق داشتن بصیرت و بینش نسبت به رفتار دیگران است. به طوری که هر آنچه برای دیگران پیچیدن و غیرقابل مهم و درک است برای مدیر خلاق کاملاً روشن و قابل درک و فهم است. بنابراین مشکلات و مسائلی که بیشتر مردم را مأیوس میکند و حتی به حالت رکود و فلج روانی درمیآورد، به نظر مدیرخلاق یک ناراحتی بسیار جزئی و کماهمیت است و همین امر سبب میشود فرد خلاق هیچ گونه درگیری مستقیم با مسائل و مشکلات حتی زندگی نداشته باشد. مدیرخلاق با دیگران درگیری ندارد و همین عدم دیگری عاطفی، او را برای غلبه بر موانعی که سر راهش قرار دارند، توانمند و بابصیرت میسازد.
● ارج نهادن به طبیعت مدیر خلاق، گردش در طبیعت را دوست دارد و این دوست داشتن بدون تظاهر صورت میگیرد یعنی فرد خلاق با طبیعت دست نخورده و جهانی که به دست بشر ساخته شده و رو به نابودی میرود، آشتی دارد. او به راحتی قادر است برای همة چیزهایی که در طبیعت وجود دارد امّا برای دیگران بدردنخور و کهنه شدهاند، ارج بگزارد و آنها را باارزش قلمداد کند.
● مثبت و سازنده بودن خصوصیت دیگر مدیر خلاق این است که فردی کاملاً مثبت، خوشبین، صادق و سازنده است، هیچ گاه پاسخهای طفرهآمیز نمیدهد، دروغ نمیگوید و تظاهر نمیکند. زیرا دروغ گفتن و تحریف شخصیت دیگران در اصل نفی شخصیت خویش است لذا با آن مخالف است بنابراین همواره واقعیت را بیان میکند و مکر و ریا در زندگی او جایی ندارد.
چند سال پیش در جریان بازی های پارالمپیک(المپیک معلولین) در شهر سیاتل آمریکا 9 نفر از شرکت کنندگان دو 100مترپشت خط آغاز مسابقه قرار گرفتند.
همه این 9نفر افرادی بودند که ما آن ها را عقب مانده ذهنی وجسمی می خوانیم آن ها با شنیدن صدای تپانچه حرکت کردند.بدیهی است که آن ها هرگز قادر به دویدن با سرعت نبودند وحتی نمی توانستند به سرعت قدم بر دارند بلکه هر یک به نوبه خود با تلاش فراوان می کوشید تا مسیر مسابقه را طی کرده و برنده مدال پارالمپیک شود.
ناگهان در بین راه مچ پای یکی از شرکت کنندگان پیچ خورد این دختر یکی دو تا غلت روی زمین خورد و به گریه افتاد.
هشت نفر دیگر صدای گریه اورا شنیدند،آن ها ایستادند،سپس همه به عقب بازگشتند و به طرف او رفتند.
یکی از آن ها که مبتلا به سندروم داون(عقب ماندگی شدید جسمی و روانی) بود.
او خم شد و دختر گریان را بوسید و گفت:«این دردت رو تسکین می ده».سپس هر 9 نفر بازو در بازوی هم انداختند و خود را قدم زنان به خط پایان رساندند.
در واقع همه آن ها اول شدند.تمام جمعیت ورزشگاه به پا خاستند و 10 دقیقه برای آن ها کف زدند.
يك پديده جديد ابتدا ناديده گرفته مي شود
سپس مورد تمسخر قرار مي گيرد
در ادامه مورد خشم واقع مي شود
و در نهايت
به عنوان يك امر بديهي پذيرفته مي شود
هیچکس تنها نیست!
تیم un$
پس شما هم بالاخره به درآمد خوبی دست پیدا کرده اید ومی خواهید آنرا به همه دنیا نشان دهید. باید هم اینگونـه باشد. اما اگر پولداری را در خریدن یک اتومبیل زرق و برقی، کت و شلوار شیک و شبهای پر خرج در شهر می دانیـد، درتفکر خود تجدید نظر کنید.
یک فرد ثروتمند زیرک برای از پیش بردن ثروتش کار می کند،بنابراین آنرا عاقلانه بنمایش می گذارد. اگر فقط خود نمایی کنید، طولی نخواهد کشید که به جرگه هزاران هزار بدهکاردیگر خواهید پیوست.
البته نکات زیر باید بر طبق درآمدتان تنظیم گردد. با اینـحـال بوسیله اقتباس نمودن عادات میلیونرهـا می تواند به یکی از آنها تبدیل شوید.
- ریسک کنید
ریسک کردن بخشی از کسب درآمد است. هر سرمایه گذاری به شما خواهد گفت که هر قدر ریسکی بزرگتر باشد، میزان سرمایه برگشتی بالقوه آن بیشتر خواهد بود. افراد با برگزیدن راه امن پولدار نمی شوند. این مخاطره طلبی های حساب شده و دقیق است که میتواند یک شخص را به نتیجه برساند. اگر برای خود بیشتر میخواهید، باید سربازی شجاع باشید. اطرافیان شما را بدلیل استفاده از فرصتهای مخاطره آمیزه و در عین حال سودآور مورد تحسین قرار خواهند داد.
- هوشیارانه سخاوتمند باشید
هوشیارانه سخاوتمند بودن بدان معنا نیست که باید برای همه افرادی که دور و برتان هستند نوشیدنی بخرید. کشیده شدن بسوی چنین عاداتی شما را مستقیما راهی مسکین خانه خواهد کرد. برای دوستان و همکارانتان ریخت و پاش کنید، اما نه بطور همیشگی و فقط هر از چندگاهی. اگر قدرشناس بوده و ارزشش را داشته باشند، این سخاوتمندی شما را بخاطر سپرده و روزی دو برابر آنرا جبران خواهند کرد.
نوعدوست و خیرخواه دیگران باشید؛ پرداختن پول به افراد مستحق میتواند منجر به سرشناسی و شناخت شما گردد. کمک هزینه های تحصیلی و وجوه خدا پسندانه همیشه منتسب به افراد سخاوتمند میباشند. در این صورت میتواند خواستار معافیت مالیاتی نیز بشوید.
- با افراد ممتاز جامعه ارتباط برقرار کنید
ارتباط یک مسئله است، ارتباط با افراد شایسته مسئله ای دیگر. شما باید حداکثر تلاش خود را برای نزدیک شدن به افرادی که دارای نقدینگی و گردش مالی بالایی میباشند بکار بندید. آنها را تماشا کرده، از آنها بیاموزید و سعی کنید به بخشی از گروه آنها تبدیل شوید. توسط آمیختن با نخبگان میتوانید کتابچه ای حاوی مشخصات و خصوصیات افراد سرآمد برای خود تهیه کنید. حتی ممکن است به اطلاعاتی مفید که منجر به درآمد بیشتر شما گردد دست یابید.
- بر سرمایه گذاری های خود نظارت کنید
ثروت مستلزم کار و تلاش است. دارایی ها همانند کودکان میباشند. اگر مراقبشان نباشید ممکن است ناگهان سرکشی کنند. پلهو به پهلو با شرکتهایی که در آنها سهام دارید حرکت نموده و نحوه عملکرد آنها را مورد بررسی قرار دهید. مجلات، نشریات و مقالات اقتصادی را مورد مطالعه قرار دهید. از کارشناسان و مشاوران مالی کمک بگیرید. با این عمل اطلاعات پولی خود را غنی و پر بار خواهید نمود: یک خصوصیات ضروری برای میلیونرها.
- دور اندیشی را پرورش دهید
انسان میلیونر خواسته های خود را برآورده میکند چرا که دیدگاه شگفت انگیزی نسبت به فرصتها دارد. او روند کار را در حال توسعه می بیند و میتواند اتفاقات سودمند بعدی را پیش بینی کند. این پیش گویی لزوما ذاتی و بالفطره نبوده بلکه بوسیله مطالعات مداوم در مورد بازار که منجر به تبدیل دانش به حس ششم میگردد، بوجود می آید. چشمهای خود را برای فرصتهای ایجاد درآمد تیز کنید.
- امور را محول کنید
شما نمی توانید در هر کاری شماره یک باشید، اما میتوانید بهترین وکالت دهنده باشید. بجای اتلاف وقت برای آموختن همه چیز، افراد ماهر را برای انجام کارها مورد استفاده قرار دهید. اگر مشکل مالیاتی دارید، آنرا به دست یک حسابدار زبده بسپارید. اگر مسئله ای قانونی وجود دارد، یک وکیل استخدام کنید. پول بطرز صحیحی خرج خواهد شد زیرا از اتلاف وقت شما جلوگیری نموده و از بروز اشتباهات احتمالی ممانعت بعمل خواهد آمد. واگذاری امور خصوصیت اصلی یک مدیر خوب بشمار میرود. این را بخاطر داشته باشید.
- متمرکز بمانید
انسان ثروتمند برای خود ماموریتی شفاف با اهدافی استوار در نظر میگیرد. او نگاهی مصصم و پایدار به نتیجه کارش داشته و هرگز از مسیر خود تغییر جهت نمی دهد. همین کار را انجام دهید: دیدگاه شخصیتان و نحوه رسیدن به آنرا بنوسید. هرگاه در مشکلات کوچک روزانه گرفتار آمدید، آن اهداف را به خود یادآوری کنید. به هر مسئله ای که برخورد کنید، دیدگاهتان شما را با انگیزه نگاه خواهد داشت.
- خریدهای خود را ارتقاء دهید
آنچه را که سزاوارش هستید به خود بدهید: یک اتومبیل جدید، بهترین اتاقی که میتوانید در یک هتل رزو کنید، یا واگن درجه یک در قطار. با اینکه یک میلیونر پولش را عاقلانه خرج میکند، میداند خوب است که انسان با خودش همیشه خوش رفتاری داشته باشد.
- سرگرمیهای بخصوصی داشته باشید
ثروت مترادف است با مهارت. اگر مهارت خاصی نداشته باشید بسختی میتوانید در زمره افراد نخبه و ممتاز قرار بگیرید. بنابراین خود را با سرگرمیهای مختلف مشغول کنید تا در چنین موقعیتی قرار بگیرید. عضو یک باشگاه درجه یک بیلیارد یا بولینگ شوید. از رستوران، نوشیدنیها و امکانات خوب آنجا لذت ببرید. زمانیکه بهترین هستید و بهترینها را انجام می دهید بسیار بیشتر مورد احترام و توجه قرار خواهید گرفت.
متن اخبار 8 ژانویه 2010 را
در صفحه ی شخصی خود بخوانید
و
ترجمه و تفسیر آن را تا ۴ساعت دیگر
یا ازایمیل خود دانلود کنید
یا از آپلاین خود تحویل بگیرید.
عمر عقاب از همه پرندگان نوع خود درازتر است . عقاب می تواند تا 70 سال زندگی کند.
ولی برای اینکه به این سن برسد باید تصمیم دشواری بگیرد.
زمانی که عقاب به 40 سالگی می رسد ٬ چنگال های بلند و انعطاف پذیرش دیگر نمی توانند طعمه را گرفته و نگاه دارند . نوک بلند و تیزش خمیده و کند می شود و شهبال های کهنسالش بر اثر کلفت شدن پرها به سینه اش می چسبند و پرواز برای عقاب دشوار می گردد.
در این هنگام عقاب تنها دو گزینه در پیش روی دارد:
یاباید بمیرد و یا اینکه فرآیند دردناکی که 150 روز به درازا می کشد را پذیرا گردد . برای گذرانیدن این فرایند ٬ عقاب باید به نوک کوهی که در آنجا آشیانه دارد پرواز کند . عقاب در آنجا نوکش را آنقدر به سنگ می کوبد تا نوکش از جای کنده شود . پس از کنده شدن نوکش ٬ عقاب باید صبر کند تا نوک تازه ای در جای نوک کهنه رشد کند ٬ سپس باید چنگال هایش را از جای برکند . زمانی که به جای چنگال های کنده شده ٬ چنگال های تازه ای در آیند ٬ آن وقت عقاب شروع به کندن همه پرهای قدیمی اش می کند . سرانجام ٬ پس از 5 ماه عقاب پروازی را که تولد دوباره نام دارد آغازمی کند و 30 سال دیگر به زندگی خود ادامه می دهد.
ولی چرا این دگرگونی ضروری است؟
بیشتر وقت ها برای بقا ٬ ما باید فرایند دگرگونی را آغاز کنیم . گاهی اوقات باید از خاطرات قدیمی ٬ عادتهای کهنه و سنتهای گذشته رها شویم و تنها زمانی که از سنگینی بارهای گذشته آزاد شویم ٬ می توانیم از فرصتهای زمان حال بهره مند گردیم.
جزایر بکر بریتانیایی(bvi)
، امنیت داخلی ،و دادگاههای قلمرو های خارجی یاداروی می کند بهر حال براساس تمامیت قدرت قانونی بنا شده است.و تنها قلمرو وابسته CARIBEAN شده است که حکومت بریتانیایی مسئولیت توسعه و اداره صنعت خدمات مالی اش را به خودش محول کرده است. تقریبا تمام موجودیتهای خدمات مالی در BVI اعضای نمایندگان انج
جزایر بکر بریتانیایی یک گروه از جزایر واقع شده در حدود 60 مایلی شرق پورتوریکو است و جزو جزایر اصلی تورتولا و ویرجین گوراد هستند. مرکز BVI شهر رواد است و در جزیره تورتولا قرار گرفته است. که بوسیله یک پل عوارضی به جزیره بیف می پیوندد و جاییست که د رآن فرودگاه بین المللی واقع شده است.
جزایر BVI بوسیله کریستف کلمب وقتی که در دومین مسافرتش به جهان جدیدبعنوان las ance mid virgins رصد شد، نامگذاری شد، به احترام St.ursula و دوشیزه اش کسی که زندگی اش را برای خدا در قرن 4 م فدا کرد. کلاه خود وی نماد ملی BVI است.
همانطور که قلمرو ماورای بحار بریتانیایی با یک پیشینه طویل و ثبات سیاسی است BVI تمام این امنیت را بنا به سنت وابسته شده در پرچم بریتانیایی عرضه می کند. مسئولیت استقلال درونی اش با خودش است و بوسیله شورای مقننه و مجریه که بصورت دموکراتیک انتخاب شده است اداره می شود . انتخابات دموکراتیک حداقل هر 4 سال یکبار اجرا می شود .قانون BVi مبنتی بر نظام قانونی بریتانیایی و قانون عمومی بریتانیا است.نظام دادگستری، یک رییس دادگاه را دیوان عالی و دادگاه سیار Appeal دادگاه عالی caribean شرقی با شکایت بردن به هیات مشاورین سلطنتی در انگلیس مسائل را حل میکنند . پول محلی BVI دلار امریکا است. آنها هیچ کنترل مبادله ومحدودیتهایی در جابجایی پول ندارند.بانکداری بین المللی خدمات مالی و تجاری در شهر رواد در دسترس اند.تسهیلات ارتبطات در BVI در درجه اول است.
گسترش مرکز برون مرزی OFC ، پدیده 30 سال اخیر است و نیازمند است که خدماتش پیوسته افزایش یابد، مالیات بالا قوانین بیش از حد پیچیده و دستورالعملهای مفرط در بسیاری از کشورهای صنعتی شده و ناآرامیهای سیاسی و ناپایداری اقتصادی در کشورهای در حال توسعه بعضی از فاکتورهای تاثیر گذار بر رشد در تقاضا هستند . علیرغم این میزان OFC و اهمیت نسبی شان در اقتصاد جهانی بطور گسترده ای ارج نهاده شده است زیرا که موضوع به نحو گسترده ای به مردم شناسانده نشده است. با تخمینهای اخیر،50% از تمام معاملات پولی بصورت بین المللی انجام شده OFC را شامل می شود. جزایر بکر بریتانیا و شکوفا شدن بخشهای خدمات مالی اش یک نمونه عالی از یک نوع OFC است.
علاوه بر ارتقا و پذیرش BVI بوسیله جامعه استادان بین المللی ، با سیاست مشارکت دولت BVI و بخش خصوصی ، تضمین اینکه سیاستها وقوانین ، نیازها و علایق مالی جامعه را رفع کنند ، مساعدت شده است.
بخش خصوصی BVI دو مورد از بزرگترین و مشهورترین بانکهای جهانی بارکلی و 5 تا 6 مورد حسابداری عمده و چندین بانک خصوصی مستقل اروپایی و تشکیل یافته است . که همه آنها که اداره ایشان در BVI بر پا شده است را در برگیرد.
با سیاستهای ملایم و با مراقبت تماما حمایت شده بوسیله حکومت BVI برای ترغیب رشد،BVI از داشتن صرفا حق قانونی تولید بسیار بالاتر رفته است. بیشتر از اکنون IBC . امروزه BVI بعنوان یک مرکز عالی واقعی در حسابداری دوبار فاکتور دادن، مشارکت بانکی مورد استفاده قرار می گیرد. در این قلمرو مدیریت سرمایه گذاری و همه خدمات بانکداری فردی مقابل دستیابی اند مثال روشن از این گستره، رشد سرپرستی خدمات برای صنعت دوگانه اندوخته در BVI است.
جاییکه برآورده کرده است که 50 بیلیون دلار امریکا از اندوخته های دوگانه فردی و عمومی در حال حاضر در این گستره سرپرستی می شوند.
بریتانیایی کبیر مسئولیتها رابرای مسایل ،استحکامات من ثبت نام شده اند که یک کد رفتاری و اخلاقیات حرفه ای برای حمایت تعهدات دولت برای بقای یگانگی قدرت قانونی اتخاذ کرده اند. اعضای انجمن نمایندگانثبت نام شده از طرف حکومت BVI دارای مجوز اند. کانالهایی اند که بوسیله آنها فرصتهایی تجاری تسهیل می شده اند.
آنها 24 ساعته و از طریق رایانه برای بایگانی کردن شرکت برای تاسیس و تصحیح تجاری BVI برای پاسخ گفتن به مشارکتها ، آماده و در دسترس اند.
در سالهای اخیر ،گستره BVI یک پدیده واقعی برای تاسیس شرکتهای برون مرزی گشته است.BVI سریعا به خانه شرکت های برون مرزی عمده ای با بیش از 300هزار شرکت تجاری بین المللی ثبت نام شده تبدیل شده اند.
بطور کلی میتوان خصوصیات BVI را اینگونه شمرد:
· وضعیت گستره ماورا بحار بریتانیا
· ثبات سیاسی و اقتصادی و حکومت محلی رشد مدار
· نظام قانونی انگلیس ( حق نهایی اصتیناف کردن با هیات مشاورین سلطنتی در لندن)
· تنظیم بانکداری مدرن، شرکت، صندوق تعاونی، بیمه و قوانین تراست.
خبرجدید را در وب سایت بخوانید!
مضمون پیام جدید کمپانی:
سایت در تاریخ ۶ ژانویه به مدت ۲۴ ساعت به منظور قرار دادن
خدمات جدید غیر قابل دسترس می باشد.
در مباحث مرتبط با مديريت تغيير، افراد را مي توان به دو دسته تقسيم كرد: آنهايي كه در برابر تغييرات مقاومت ميكنند و آنها كه تغييرات را ميپذيرند. تجربه ثابت كردهاست كه افراد موفق در دسته دوم جاي دارند. آنها نه تنها تغييرات را مي پذيرند، بلكه براي روبرو شدن و پاسخ دادن به تغييرات كاملاً آماده هستند. اگر شما 8 مورد كــــــاربردي كسب و كار را به كار ببريد، كارهايتان را سادهتر، سودتان را چند برابر و احتمال موفقيت خود را افزونتر خواهيد كرد. اين درسها بر اساس سالها تحقيق و تجربه عملي صدها نتوركر در تمامي نقاط جهان است كه به درجات بالايي از موفقيت بي سابقه رسيده اند:
1 - خودتان را بشناسيد(Self Consciousness): علايق، مهارتها، تواناييها، ضعفها، قوتها و محدوديتهاي خود را بشناسيد. براي اينكه يك نتوركر در كسب و كار خود موفق شود، از خودگذشتگيهاي بسياري لازم است و شما بايد خود را آماده كنيد. بايد با ديدي بيطرفانه نگاه دقيقي به تمامي نقاط قوت و ضعف خود بيندازيد. تحليل درستي از شخصيت خود داشته باشيد و خود را آنگونه كه واقعا هستيد بپذيريد. خيلي از افراد تنها به دليل آنكه نميتوانند نقاط ضعف خود را تشخيص دهند از رفع آنها عاجزند، درحاليكه درصورت شناخت درست از خود ميتوانند نقاط ضعفشان را رفع و حتي به نقاط قوت تبديل كنند. ضعفهاي خود را ليست كنيد و براي رفع آنها مطالعه و برنامهريزي داشته باشيد. حتي در برخي موارد ميتوانيد از نظرات مشاورين مرتبط نيز بهرهمند شويد. قوتهاي خود را نيز ليست كنيد و براي حفظ، تقويت و اعتلاي آنها مطالعه و برنامهريزي داشتهباشيد. مطالعات خود را در زمينه خودشناسي افزايش دهيد، در جلسات مربوط به اين زمينه حتما شركت كنيد و نكاتي را كه فرا ميگيريد در عمل پياده كنيد.
2 - برنامه رو به جلو داشته باشيد(Business Plan): از ديدگاه صاحبنظران، اصليترين دليل 80 درصد شكستها در هر كسب و كاري، طي پنج سال نخست، معمولاً پول نيست. بلكه فقدان اطلاعات و دانش صحيح و نداشتن برنامه است. رمز موفقيت شما در اين است كه بدانيد چگونه مي توان با اجراي يك برنامه تجاري(Business Plan) موثر، تصميمات صحيح گرفت. در تهيه اين برنامه حتما نظرات راهبرانتان را نيز جويا شويد و از تجربيات مثبت و منفي آنها در اين تجارت بهره بگيريد. يكي از مزاياي اصلي اين تجارت همين تجربيات همكارانتان است كه بصورت رايگان و بي منت در اختيار شما قرار ميگيرد. در تهيه برنامه خود به اصل قرار گرفتن در مرز محافظهكاري و رويا پردازي توجه كنيد. بعبارت ديگر مراقب باشيد از هيچكدام از دو لبه پشت بام پرت نشويد.
3 – صنعت(Business) خود را بشناسيد: شما نميتوانيد يك پزشك، مهندس، تاجر، مدير، آرايشگر و .... موفقي باشيد بدون آنكه در زمينه تخصصي خود اطلاعات كافي داشته باشيد. بنابراين اطلاعات خود را درباره اين صنعت ، تجارت الكترونيك، بازاريابي، مديريت و ... هميشه افزايش دهيد و خود را بروز نگه داريد. سلاح اصلي يك نتوركر در مواجهه با مخالفان و سئوالات (Objections)، اطلاعات است. شما با داشتن اطلاعات كامل و بمباران اطلاعاتي اين افراد، آنها را عملا خلع سلاح خواهيد كرد. در حال حاضر يكي از معيارهاي اصلي افرادي كه تصميم به فعاليت در اين صنعت ميگيرند و براي فعاليت با بيش از يك پيشنهاد مواجه ميشوند، ميزان اطلاعات و دانش راهبران گروهها در مورد اين صنعت است. هرچه شما در مواجهه با اين افراد اطلاعات بيشتري داشته باشيد و آن را به رخ آنها بكشيد در اثر گذاري برروي تصميم و انتخاب آنها موفقتر خواهيد بود.
4 – مشتريان(Customers) خود را درك كنيد: افراد حاضر در ليست شما مشتريان شما در اين صنعت هستند. بر مشتريان بالفعل ( زير مجموعههايتان) و بالقوه (افرادي كه در آينده وارد مجموعه شما خواهند شد) تمركز داشته باشيد. به نيازها، خواستهها، مسائل و مشكلات آنها توجه كنيد. به آنها كمك كنيد تا بر مشكلاتشان فائق شوند و در مسير درست حركت كنند. هميشه در دسترس باشيد و به آنها اطمينان دهيد كه هميشه به فكر آنها هستيد و واقعا هم اينگونه باشيد. اوقات تنهايي خود را به انديشيدن در خصوص آينده كاري و برنامههايي كه براي افرادتان داريد صرف كنيد. با دوستانتان، همكاران، خويشان و ... كه هنوز وارد مجموعه شما نشده اند ارتباط مناسبي برقرار كنيد. معمولا در دومين يا سومين سئوال از شما، اوضاع كاريتان را از شما خواهند پرسيد. با اشتياق و آب و تاب فراوان از موفقيتهايتان، وروديهاي اين هفته، پورسانتها، برنامههاي تفريحي، فعاليتهاي گروه و ... بگوييد. در رفتار با دوستاني كه پرزنت شدهاند ولي به شما جواب رد دادهاند خيلي با احتياط عمل كنيد. آنها نبايد برداشت كنند كه اين كارشان باعث دلخوري و سرخوردگي شما از وي شدهاست، بلكه اين احساس را بايد منتقل كنيد كه آنكه ضرر ميكند اوست نه شما، چون به يك فرصت كاري طلايي نه گفته است.
5 - روشهاي رهبري(Leadership) سالم را به كار ببريد: نكتهاي كه هيچ وقت نبايد فراموش كنيد اين است كه شما مدير سازمانتان(شبكه خود) نيستيد بلكه راهبر شبكه خود ميباشيد. با فكر و اراده مجموعه خود را از بالا تا پايين اداره كنيد. شما بايد در تصميمات خود، به نظرات مشتريان (افراد زيرمجموعه) اهميت بدهيد، منابع و زمان را مديريت كنيد، و بدانيد كه چگونه تجارت كرده و كسب و كار را به بهترين وجه ممكن اداره كنيد. از تلاشهاي افراد زير مجموعه خود قدرداني كنيد، آنها باارزشترين سرمايه شما در اين صنعت هستند. با مديران سازمانتان (راهبران فعال زير مجموعهتان) در تصميمگيريها مشورت كنيد (مديريت مشاركتي) و از خودرايي و استبداد مديريتي دوري كنيد. برقلبها مديريت كنيد نه بر فيزيك و اجسام. فنون نوين مديريت و رهبري را بياموزيد و در سازمان خود پياده كنيد. كتابهاي حاوي خاطرات مديران و رهبران موفق و مشهور را مطالعه كنيد و تجربيات آنها را شبيهسازي نموده و به طرز صحيحي در شبكه خود پياده كنيد.
6 - تصوير و ذهنيت(Image) ممتاز خود را توسعه دهيد: تصوير و ذهنيتي كه شما ايجاد مي كنيد بسيار مهم است و تمامي حوزه كسب و كارتان را به هم متصل ميكند. درست يا غلط، تصويري كه شما از خود در ذهن افراد ديگر ساختهايد ممكن است باعث بهبود يا تضعيف موقعيت شما در اين تجارت شود. تمام تلاش شما در اين كسب و كار بايد بر اين امر استوار باشد كه در نگاه افراد زير مجموعهتان به عنوان يك راهبر قابل اتكا، قدرتمند، با دانش، با احساس مسئوليت قوي، انعطاف پذير، خوش برخورد، با پرستيژ و ... و از ديدگاه ساير افراد ليستتان كه هنوز وارد نشدهاند، به عنوان يك فرد موفق در زندگي و شغل، مسلط بر زندگي و كسب و كار، داراي آرامش و خونسردي، متحول شده پس از ورود به اين كسب و كار، با اخلاق، يك مدير توانمند و ... جلوهگر باشيد. فراموش نكنيد كه شما استاندارد و الگوي شبكه خود هستيد و مسئوليت سنگيني از اين بابت متوجه شما ميباشد. كوچكترين حركت اشتباهي از جانب شما ميتواند خسارات جبران ناپذيري به مجموعه شما وارد كند. هيچ وقت و تحت هيچ شرايطي دروغ نگوييد و با ديگران صادق باشيد. به دوستانتان بفهمانيد كه انجام اين كار چه تحول عظيمي در شخصيت، زندگي و آينده شما ايجاد كرده است. اين كار را به هر طريق ممكن به انجام برسانيد. تاثير فوقالعادهاي بر افرادي دارد كه منتظر ديدن تغيير در شما هستند تا به دعوت شما براي ورود به اين تجارت پاسخ مثبت دهند. آنها صرفا به دنبال تغييرات مادي نيستند. روي آنها مطالعه داشته باشيد و بدانيد كه به چه چيزي علاقمند هستند و متناسب با هركس، تغييرات مورد پسند وي را كه در شما بوجود آمده در معرض ديد وي قرار دهيد. مثلا اگر شخصي قدرت بيان خوبي ندارد و در صورتي كه موقعيت مناسبي براي تقويت قدرت بيان خود پيدا كند از آن فرصت استفاده ميكند و انگيزه مالي چندان قوي هم ندارد، شما بايد به جاي به رخ كشيدن پورسانتهايتان، وي را به جلسات گروهتان دعوت كنيد تا تغييراتي كه از جنبه تقويت قدرت بيان در شما بوجود آمده را ببيند. به وي بگوييد كه هيچ كاري را نميتواني پيدا كني كه همه اين مزيتها را باهم يكجا داشته باشد. يعني هم كار باشد و درآمد ايجاد كند، هم فرد به شناخت كاملي از خود برسد. عادتهاي كاري و شخصيتي غلط خود را ترك نمايد و به جاي آن به روش نوين و جهاني فعاليت كند. بتواند در يك جمع چند صد نفره به خوبي صحبت كند، اعتماد به نفس خود را افزايش دهد و ....
7 - از حرفه ايها(Leaders) درس بگيريد: در جلسات راهبران گروهتان حضور مستمر و اثربخش داشتهباشيد و از تجربيات همكارانتان استفاده كنيد. در مواردي كه پيش بيني ميكنيد تصميمتان بر آينده سازمان شما اثر خواهد گذاشت، قبل از آن با راهبرانتان مشورت كنيد و نظرات و تجربيات آنها را جويا شويد. به وبلاگها و سايتهاي مرتبط با اين تجارت سر بزنيد و مطالب جديد آنها را دسته بندي كرده، مطالعه نموده و براي زير مجموعههاي خود نيز ارسال كنيد. از هر فرصتي براي گفتگو و كسب تجربه از راهبران گروهتان در جلسات پاتلاك، برنامههاي تفريحي و ... استفاده كنيد. مسائل و مشكلاتي كه در مجموعه خود با آنها دست به گريبان هستيد را در جلسات راهبران مطرح نموده و از همكارانتان درخواست همفكري نماييد. در صورتي كه بصورت پاره وقت به اين كار ميپردازيد، اين نكته را هميشه به خاطر داشته باشيد كه شما به علت محدوديت وقتي، حق اشتباه كردن را در اين كار نداريد، چونكه براي برگشت و تصحيح اشتباهتان با كمبود وقت مواجه هستيد، بنابراين به جاي خلاقيت بايد منطقي باشيد و در اين كار از تجربيات راهبرانتان استفاده كنيد تا به مشكل برنخوريد.
8 – در هنگام نياز كمك(S.O.S) بخواهيد: هيچگاه خود را فارغ از كسب نظر و همفكري راهبرانتان ندانيد. مطمئن باشيد كه تمام مسائلي كه در حال حاضر شما با آنها دست به گريبان هستيد، يك زماني مسائل و مشكلات راهبران شما نيز بودهاست. در اين مواقع حتما از آنها بپرسيد كه در چنين موقعيتي آنها چه تصميمي گرفتند و چه كردهاند. به راهبر خود اعتماد و اعتقاد داشته باشيد و مسائل و مشكلات كاري و حتي شخصي خود را با وي در ميان بگذاريد. مطمئن باشيد كه راهبر شما پس از مطرح شدن مسئله، تا زماني كه يك راهكار مناسب در اختيار شما قرار ندهد، آسوده نخواهد خوابيد.
با تشكر مرتضی
مطلب ۲۶ دسامبر را
از ایمیل خود دانلود کنید
یا از آپلاین خود تحویل بگیرید.
طبق آخرین اخبار رسیده
از تاریخ ایجاد این پست
در حدود ۲۰ساعت زمان دارید.
پیروز و سربلند باشید.
یک روز وقتی کارمندان به اداره رسیدند٬ اطلاعیه ی بزرگی را در تابلو اعلانات دیدند که روی آن نوشته شده بود:
”دیروز فردی که همیشه در اداره مانع پیشرفت شما بود٬ در گذشت. مراسم تشییع جنازه فردا ساعت۱۰ صبح در سالن اجتماعات بر گزار می شود.”
در تمام اداره صحبت از این اعلامیه عجیب بود همه ناراحت از مرگ همکار ولی کنجکاو بودند بدانند چه کسی مانع پیشرفت آنها بوده است.
فردا صبح همه کارمندان ساعت ۱۰ به سالن اجتماعات رفتند و رفته رفته جمعیت زیاد شد. همه در تفکر بودند و انتظار …
در همان حال نیز فکر های رنگارنگی از موفقیت هایی که هیچگاه به آنها دست نیافتند و کارهایی که هیچ گاه برای انجامشان اقدام نکردند٬ به ذهنشان می آمد.
کارمندان در صفی قرار گرفتند تا برای ادای احترام به کنار تابوت بروند.
وقتی به درون تابوت نگاه می کردند٬ ناگهان خشک شان می زد و زبان شان بند می آمد.
درون تابوت:
آیینه ای بود که هر کس به درون تابوت نگاه می کرد تصویر خود را در آن می دید!
«تنها يک نفر وجود دارد که مىتواند مانع رشد شما شود و او هم کسى نيست جز خود شما. شما تنها کسى هستيد که مىتوانيد زندگىتان را متحوّل کنيد. شما تنها کسى هستيد که مىتوانيد بر روى شادىها، تصورات و موفقيتهايتان اثر گذار باشيد. شما تنها کسى هستيد که مىتوانيد به خودتان کمک کنيد. »
زندگى شما وقتى که رئیستان، دوستانتان، والدینتان، شریک زندگىتان یا محل کارتان تغییر مىکند، دستخوش تغییر نمىشود. زندگى شما تنها فقط وقتى تغییر مىکند که شما تغییر کنید، باورهاى محدود کننده خود را کنار بگذارید و باور کنید که شما تنها کسى هستید که مسوول زندگى خودتان مىباشید.
مهمترین رابطهاى که در زندگى مىتوانید داشته باشید، رابطه با خودتان است.
خودتان را امتحان کنید. مواظب خودتان باشید. از مشکلات، غیرممکنها و چیزهاى از دست داده نهراسید. خودتان و واقعیتهاى زندگى خودتان را بسازید.
دنیا مثل آینه است. انعکاس افکارى که فرد قویاً به آنها اعتقاد دارد را به او باز مىگرداند. تفاوتها در روش نگاه کردن به زندگى است.»
هر طور آپلاین شما با آپلاینش برخورد می کند
شما نیز با آپلاینتان برخورد کنید.
فایل امروز را از ایمیل خود دانلود کنید
یا
از آپلاین خود تحویل بگیرید.
با سلام خدمت سرمایه گذاران گرامی
پیشاپیش این فرصت را به دست آورده ایم تا احساسات گرم خود را به مناسبت فرارسیدن سال 2010 میلادی با شما در میان بگذاریم و برای شما کریسمسی همراه با شادمانی آرزومندیم.
ما مفتخریم که اعلام کنیم به دلیل رشد روزافزون برنامه های کمپانی در سال 2009 و استقبال شدید سرمایه گذاران ما از برنامه ی 12 ماهه در بخش FIP, کمپانی در نظر دارد که سرویس های جدیدی را با ارایه ی تغییرات مثبت از اوایل سال 2010 میلادی به منظور تسریع بخشیدن به پروسه ی رسیدن به اهداف سرمایه گذاران محترم ارایه دهد.
تغییر برنامه ی FIP فقط اولین قدم از این تغییرات است که از تاریخ dec.26.2009 طبق برنامه ی ارایه شده انجام می شود.
همه با هم برای آینده ای بهتر
با تشکر فراوان
تیم مدیریت مالی کمپانی
Dec.19.2009
Dear Inestors,
In advance we take this opportunity to express our warmest feelings as year 2010 has almost reached and wish you a merry christmas.
We're honored to inform FXWORLDONLINE's neumerous and evergrowing achivements in 2009 and huge intersts expressed by our investors in plan12 in FIP section, FXWORLDONLINE Co. intends to launch new services as well as some changes at the 2010's begining toward accelerating the process of hitting it's objectives as well as those of valued investors:
change of FIP plan is just the first step starting from DEC. 26th and as follows:
ALL TOGETHER FOR A BETTER FUTURE
Best Regards.
"FX world online Financial Management Team"
19 Dec 2009
گوی سبقت را از ایمیل خود دانلود کنید
یا
از آپلاین خود تحویل بگیرید
متن مشاوره ی جدید را از ایمیل خود
دانلود کنید یا از آپلاین خود تحویل بگیرید.